برای : نوری زاده مزدور اجاره یی
وارونه زيست
وقتي كه
پيش از تولد
شرفش را فروخته بود.
دستفروش كلمه
درچهار راه حراج بدنامي
قُلك گِلين زندگيش را
مملو از سكههاي رنگارنگ مي كند.
بيهوده زيست
خالي تر از هيچ
وقتي كه
تولدش دروغي گس بود
و نشخوارش
كلمات خميده روزنامههايي كه
حتي،
بخار شيشهها را هم بر نمي آشوبد.
آلوده زيست
وقتي كه
تزوير را بجاي خون در رگِ احتضار خود دميد
در ستايش تَبَر
با واژههاي گيج و محتضر
به انكار سپيدار پرداخت.
رفتارش
خميازه كيف آلودِ
گربه اي كه نوزادش را مي بلعد
گَوَن است و خار
نیش کژدم است و پاسدار.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر